تبلیغات
قلم و کاغذ

قلم و کاغذ
کتاب ، آهنگ ... 
قالب وبلاگ

کتاب واقعا جالبی بود . از یه طرف بهم این حس رو میده که بهش یک هم ندم . از یه طرف تنم مور مور میشه وقتی یادش میوفت ، وقتی به نکته هاش دقت میکنم . این کتاب نمیخواست بگه چرا باید خودکشی کرد . نمیخواست بگه چرا هانا خودکشی کرد . میخواست بگه مشکلات (به قول خود کتاب) مثل یه گلوله برف میمونن که وقتی تو یه سراشیبی برف گرفته هلش میدی یواش یواش زیاد میشه . حتی اگه یه لایه ظریف برف رو زمین باشه . البته که خودکشی هانا به نظر من دلایل خیلی قانع کننده ای نبودن و خیلی افراد بودن (خیلی!) که بدتر از این هم چشیدن و دارن میچشن ولی زنده ان . خودکشی دلیل قانع کننده ای نبود . ولی به قول جناب گیپسی1 (:دی) دلیل اصلی خودکشی هانا نداشتن هدف بود . نداشتن انگیزه . اینکه انتظار داشت یه قهرمان بیاد زندگیشو نجات بده .

1: https://www.goodreads.com/user/show/31690889-gypsy

شما اگه ذره ای احساس خوشبختی کنید دست به خودکشی نمیزنید . امید خوشبختی میاره . و هدف هم امید . پس با هندسه هم اثبات شد که بی هدفی سبب مرگ هانا بوده . من خودم به شخصه چندین دلیل دارم که خودکشی کنم . اگه از نظر و دینم تو اون دنیا بی ضرر نباشه بهتر هم هست . راحت میری اون دنیا حال هم میکنی . دیگه اینهمه سختی نمیکشی . ولی اونقدر برای زندگی و خودم هدف و امید قائل شدم که دست به چنین کار قبیحی نزنم .

ولی در کل از همه چی که بگذریم ، به نظر من این کتاب یه کتاب خیلی مفیده ، مخصوصا برای ایرانیا . ایرانیا ازونجا که اهل کتاب و تفکر نیستن ، به اینکه چقدر ممکنه اون حرف یا کارشون طرف رو خورد کنه فکر نمیکنن . یه کلام : قوه تخیل ندارن . قوه تخیل هم لزوما با کتاب تخیلی تقویت نمیشه . تازه با خوندن کتاب های رئال بیشتر هم تقویت میشه . مثلا اینکه درک کنی وقتی به یکی میگی دوسِت دارم ، چقدر ممکنه زندگیشو عوض کنه . ما در طول زندگیمون انواع اقسام تیکه ها و شوخی های خرکی یا بی فکر بهم میندازیم بعد انتظار یه رابطه خیلی دوستانه با هم داریم . تازه شوخی که جای خود دارد ... . این کتاب خیلی خوب بود ولی برای نشر ملیکان و مترجم این کتاب متاسفم که اینقدر ضعیف رو این کتاب کار کردن . این کتاب کار اول خانم فرمهر امیردوست نیست پس نمیشه بهشون ایراد نگرفت و گفت اولین یا حتی دومین کارشونه . کتابهای زیادی ترجمه کردن . ما در طول کتاب شاهد حتی یه پانویس هم نبودیم . در ضمن مشکل بزرگتر از اون تفکیک اون دو حالتی بود که یبار از زبان کِلی بیان میشد و بار بعد از زبان هانا . خیلی سخت بود واقعا . با اینکه ایتالیک اش کرده بودن ولی با اون فونتی که داشت تشخیص واقعا (واقعا!) سخت بود . خلاصه که خیلی زجر کشیدم تو این دو روز تا تموم شد ولی ارزش یبار خوندن رو داره . در ضمن نشر آذرباد هم اینو چاپ کرده ولی ازونجایی که غرفه اش تو نمایشگاه بسته بود از ملیکان گرفتم . باز نمیدونم اون ترجمه و ویراستاری و ایناش چجوریه .

پی نوشت : به هر دو نشر آذرباد و ملیکان افتخار میکنم که حتی سعی نکردن یه عکس جدید بذارن . تازه از قسمت پا به پایینش رو هم کات کردن :/

پی نوشت دو : عکس نذاشتم چون سرچ کنید خیلی راحت میاره و در ضمن حس و حال وقت گذاشتن واسه این کتابو نداشتم .




برچسب ها: کتاب،
[ پنجشنبه 26 مرداد 1396 ] [ 10:22 ب.ظ ] [ حمیدرضا زمانیان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


توجه توجه : هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ بدون اجازه مدیر وبلاگ پیگرد قانونی دارد .
متولد 11 فروردین هشتادم (پرچم فروردینی ها بالاس)
کتابای مورد علاقه ام فانتزی و فلسفی و علمی تخیلی و کلاسیکه
اگه کتاب میخونم یه آهنگی هم گوش میدم
آهنگ فقط متال و ترنس
متال فقط رامشتاین و متالیکا
ترنس هم فقط آرمین ون بیورن
از ورزشها فقط والیبال و تنیس رو دوست دارم ، فوتبال خیلی کثیفه
از نوشیدنی های گرم (بجز چایی) فقط هات چاکلت با شیر دوست دارم نه چیز دیگه ای
به یه چیزی سخت معتقدم ؛ همه کارای ما انسان ها برای لذت بردن و لذت رسوندنه ، پس زندگیمو بر این اساس میچینم به شرطی که جلوی لذت کسیو نگیرم .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :