تبلیغات
قلم و کاغذ

قلم و کاغذ
کتاب ، آهنگ ... 
قالب وبلاگ
من اول از همه میخوام حرف خودمو بزنم بعدش میگم چرا یه سریا این شعرها رو درک نکردن .

زیبایی از سر ور روی این شعرها میباره . یه سری از شعرهاش واقعا دیوانه کنندس . آخه چقد ساده میشه حقیقت رو گفت

یه سریا خیلی با این مجموعه شعر براتیگان و مجموعه های دیگه اش مخالفن . ولی باید چند نکته رو بهتون یادآوری کنم :
1. یه دسته افراد - مثلا من - هستند که دیوانه وار عاشق این شعرها ان . پس لطفا بگید که نظر خودتون اینه نه اینکه براتیگان بد مینویسه
2. شعرهای براتیگان به حدی ساده اس ، که نمیشه درکشون کرد . خود من هم با اینکه انقد دوستش دارم ولی یه سری شعرهاش رو درک نکردم .
3. تلنگر هایی که براتیگان میندازه بیشتر برای زمان خودشه .
4. درسته که ترجه هم یکم بد بوده ، ولی به هیچ وجه اونقدی که میگید نبوده . مترجم چیزیو که دیده ترجمه کرده . اگه واقعا در اون حد انتظارتون از براتیگان توقع دارید ، باید آمریکایی باشید و شعرهای اصلشو بخونید ، نه اینکه ایرانی اید و انتظار معجزه دارید .
5. براتیگان همه شعرهایش رو که نداده بیرون . حالا یکی اومده این شعرها رو جمع آوری کرده . کسی از شما چیزی نمیخواد ، اگه این کتابو خریدید ، سر نویسنده خالی نکنید . میخواهید بخونید . نیمخواهید هم نخونید .
6. براتیگان برای آمریکایی های اون زمان که حوصله کمی داشتن این شعر های کوتاه رو مینوشته ، و با همین شعرهای کوتاه تلنگرهای بزرگی بهشون میزده . پس انتظار این تلنگرها رو روی خودتون نزارید .

ببخشید اگه تندخویی کردم . ولی وقتی عاشق کسی باشی ، دوست نداری ببینی کسی به اون بد میگه .

بخش هایی از کتاب :

"دیواری بساز
دور قلبت
که عشق
هرگز نتواند
وارد شود.
عشق بیرحم تر است
از چاقوی
مردی
که سلاخی میکند
گلوی
چهار بچه را"


"چه می کردی
اگر
باران
به بالا می بارید؟

من؟

بله

عادت میکردم
به زندگی
روی ابر،
فکر کنم"


"به دختری
روحم را دادم

نگاهی به آن کرد

لبخندی محو زد
و انداختش
توی ناودان

بی اعتنا

خدایا!چقدر کلاس داشت."


"روزی
زمان
خواهد مرد
و
عشق
دفنش
خواهد کرد"


"امروز
باران پاییزی
نمی دوست داشتنی
بود

می بارید
می بارید
می بارید

و نقاشی میکرد
خانه ی
روح مرا
غمگین.

امروز
باران پاییزی

پیرها را
وادار میکرد
خیلی خیلی پیر
به نظر برسند."


"روزی از روزهای غیرعادی و غمگین
دختری زندگی میکرد
که ساخته ی زیبای روح من بود
بنابراین
معلوم است که
یه کیسه اسکناس دوستش داشتم
اما او مرا یک پنی هم دوست نداشت
خیلی غم انگیز و غیرعادی بود که روحم
دوستم نداشته باشد."


"ابدیت
دندان هایش را
از صلیبی انتخاب میکند
که مسیح
بر آن مصلوب شده"



برچسب ها: کتاب، شعر،
[ شنبه 12 تیر 1395 ] [ 05:08 ب.ظ ] [ حمیدرضا زمانیان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


توجه توجه : هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ بدون اجازه مدیر وبلاگ پیگرد قانونی دارد .
متولد 11 فروردین هشتادم (پرچم فروردینی ها بالاس)
کتابای مورد علاقه ام فانتزی و فلسفی و علمی تخیلی و کلاسیکه
اگه کتاب میخونم یه آهنگی هم گوش میدم
آهنگ فقط متال و ترنس
متال فقط رامشتاین و متالیکا
ترنس هم فقط آرمین ون بیورن
از ورزشها فقط والیبال و تنیس رو دوست دارم ، فوتبال خیلی کثیفه
از نوشیدنی های گرم (بجز چایی) فقط هات چاکلت با شیر دوست دارم نه چیز دیگه ای
به یه چیزی سخت معتقدم ؛ همه کارای ما انسان ها برای لذت بردن و لذت رسوندنه ، پس زندگیمو بر این اساس میچینم به شرطی که جلوی لذت کسیو نگیرم .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :